به سوال های ادبی جواب بده، دانش خودت رو محک بزن، امتیاز کسب کن، نشان ها رو به دست بیار و با دیگران رقابت کن.

شروع می کنم

همین حالا به چی فکر می کنی؟ چه احساس داری؟ چی دوست داری بگی؟
از جایی کپی نکن! از خودت بگو. از خودت بنویس.

تعداد حروف باقیمانده: 300
آریان قربانی پور نوشته است:

دلم گرفته ای دوست....
هوای گریه دارم...

۱۳۹۹/۱۱/۶ ۰۰:۴۹
ذوالفقار نوشته است:

هیچم نتوان گفتن پیش رخ پنهانت...این عشق هیولایی بلعیده زبانم را...بی حسن در این زندان قحطی زده چاهم را...بشنو شه باران ها اندوه کلانم را...از گرگ برادر ها خون شد دل کنعانم... از مصر ذلیخا پرس تعبیر جهانم را

۱۳۹۹/۱۰/۲۸ ۱۴:۰۴
سین. سرگشته نوشته است:

دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست

۱۳۹۹/۱۰/۲۵ ۲۳:۱۵
گرگ قیر نوشته است:

تو رفاقتی که شروع کردم بعد سال ها رکب کسی خوردم که اصلا فکرشو نمیکردم

۱۳۹۹/۱۰/۲۳ ۰۳:۴۴
پرنیا نوشته است:

احساس خوصی ندارمــــ... ????

۱۳۹۹/۱۰/۱۵ ۲۰:۱۲
بهزاد نوشته است:

دگرهم شب شدو من بی قرارم
بیابان گردو غم برچهره دارم
بگردم تا سحر ازحجرت ای دوست
ازاین شبها دلی پرکینه دارم

۱۳۹۹/۹/۲۸ ۰۰:۰۸
محمدرضا کمالی‌پور نوشته است:

خار ترم که تازه ز باغم دروده اند
محروم بوستانم و مردود آتشم
فصیحی هروی ( 987-1049 )

۱۳۹۹/۹/۲۳ ۱۲:۰۹
فرزانه نوشته است:

تو مگو "همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟"

تو یکه نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!

امیدوارم چراغ بر افروخته بشه...!

۱۳۹۹/۹/۲۱ ۱۹:۱۷
ارش نوشته است:

شیشه غم گرفته جانم پر از قطره های بارانیست
با خودم اهسته میگویم
در دل مردم این شهر اثری از خدا ایا نیست

۱۳۹۹/۹/۱۹ ۱۵:۲۵
شاهو اسدی نوشته است:

شعرنو چو نعلی بی ثبات نهان ندارد تاری
نی نواختن بی استاد را هرکس دارد در کناری

۱۳۹۹/۹/۱۱ ۲۳:۳۸
شاهو اسدی نوشته است:

تو کز نیستی اندرون نفس من است
درمیکده نشستن بی یاد تو منزل من است

۱۳۹۹/۹/۱۱ ۲۳:۳۲
کریپتون نوشته است:

هوا ابریه
منم ابری ولی غمگین نیستم.
درد می‌کشم / پس زنده‌ام.
هیچ‌چیز قرار نبوده و نیست که عادلانه باشه…
از اولش برای ادامه دادن اومده بودم، نه جا زدن!
پس اگرچه با ضعف؛ باز هم پرقدرت، ادامه ‌می‌دم.

خدایا شکرت...

۱۳۹۹/۹/۱۰ ۱۱:۵۹
کریپتون نوشته است:

هرچیزی منو نکشه
قوی‌ترم می‌کنه دیگه؟

۱۳۹۹/۹/۱۰ ۱۱:۵۵
مریم دانایی نوشته است:

دعوی عشق ز هر بلهوسی می آید
دست بر سر زدن از هر مگسی می آید!!

۱۳۹۹/۹/۸ ۲۳:۲۳
شیخ آستمال نوشته است:

لا حول و لا قوه الا بالله

۱۳۹۹/۹/۸ ۲۰:۴۸
افشین بصیری توتکابنی نوشته است:

نامم همین بس که دبیر ادبیّات عاشق ورزش و شعر و علوم سیاسی خوب هست بلا می سر

۱۳۹۹/۹/۷ ۲۲:۲۳
یوسف کنعانی نوشته است:

تا بگفتیم ز این و ز ان جهان است انچه رفت عمرمان
خوبست بگذریم ازین و ازان انچه ارزش دارد عمرست جان

۱۳۹۹/۹/۷ ۱۷:۳۰
شهیر گمنام نوشته است:

هرچند مفلسم بپذيرم عقیق خرد!
شهیر گمنام

۱۳۹۹/۹/۴ ۰۹:۱۶
مریم دانایی نوشته است:

حق میدهد ندا که به ما ره دراز نیست
از "مال" لام بفکن و باقی شناس "ما"

۱۳۹۹/۹/۳ ۲۱:۵۴
، نوشته است:

کاش قلبم درد پنهانی نداشت ، در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی ، یارب ایکاش نیفتد به کسی کار کسی

۱۳۹۹/۹/۳ ۲۱:۵۲
بازی و سرگرمی