شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پای
سر سوخته پای بسته نی بند و گشای

کس چون من اگر چه پای بر جا نبود
از آتش فرق، پای من رفت ز جای


گوهر قبلی: شمارهٔ ۳۴
گوهر بعدی: شمارهٔ ۳۶