ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
ور ماتم خویش میکنی اکنون کن
وی صبح چو عمر گل به یک دم گرو است
آن دم بزن و از گروش بیرون کن


گوهر قبلی: شمارهٔ ۳۷
گوهر بعدی: شمارهٔ ۳۹