آن راز که دل به دیده میگوید باز
و آن چیز که گم نکرد میجوید باز

تا کرد دلم درد ترا مرهمِ صبر
دردی دگر ازتو روی میشوید باز


گوهر قبلی: شمارهٔ ۱۲
گوهر بعدی: شمارهٔ ۱۴