درد تو که در دلم به جای جان بود
درمانِ من عاشق سرگردان بود

چون درد تو از پردهٔ دل روی نمود
چون در نگریستم همه درمان بود


گوهر قبلی: شمارهٔ ۱۴
گوهر بعدی: شمارهٔ ۱۶