چون هیچ کسی ندیدهام در خوردش
پیوسته نشستهام دلی پر دردش

ناگاه چو برق بگذرد بر درِ من
چندان بناستد که ببینم گردش

گوهر قبلی: شمارهٔ ۹
گوهر بعدی: شمارهٔ ۱۱