آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود
جان در سر تو کرد و پشیمانش نبود
در ماتم درد تو بسی خون بگریست
هم درد تواش بکشت و درمانش نبود


گوهر قبلی: شمارهٔ ۴۴
گوهر بعدی: شمارهٔ ۴۶