خون شد همه جانها و جگرها همه ریش
و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش
خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش
از پس منشین که کار داری در پیش


گوهر قبلی: شمارهٔ ۲
گوهر بعدی: شمارهٔ ۴