۲۶۲ بار خوانده شده

گفتار بلبل به حضرت سلیمان که یا نبی الله مستی ما از جام معنی است نه از می صورت

جوابش داد بلبل کای پیمبر
شراب ما ندارد جام و ساغر

مرا مستی ار آن صهبای معنی است
که جامش را شراب از آب طوبی است

دلم پروای آن پروانه دارد
که شمعش جز به خود پروا ندارد

کسی کو عاشق دیدار باشد
همیشه تا سحر بیدار باشد

چو ساقی دل ز می پر تاب دارد
کجا پروای خورد و خواب دارد

تنم زار ونزار است ای سلیمان
بگفت افزونترم از جمله مرغان

به دام عشق جانان مبتلایم
اسیر دام هجران و بلایم

ز من جز صورتی مرغان ندیدند
چو مرغان جان ندادند آن ندیدند

ز درد ما کسی باشد خبردار
که دائم همچو ما باشد جگرخوار

ز درد ما حریفی باشد آگاه
که او نبود ز راه عشق گمراه

ز درد ما کسی راهست بوئی
که باشد دایماً در جست و جوئی

از آن میها که من خوردم سحرگاه
ز دست ساقیان مجلس شاه

اگر یک قطره در حلق تو ریزند
ز تو عقل و خرد بیرون گریزند
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت هاروت و ماروت
گوهر بعدی:تمثیل آوردن بلبل منصور و اناالحق گفتن او را در حالت عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.