۲۸۷ بار خوانده شده

گزیدهٔ غزل ۳۸۲

باد آمد و بویی ز نگارم نرسانید
پنهان سخنی از لب یارم نرسانید

فریاد من خسته رسانید به کویش
فریاد که در گوش نگارم نرسانید

افسوس که بگذشت همه عمر به افسوس
بخت آرزوی دل به کنارم نرسانید

ایام جوانی به سرزلف بتان شد
اقبال به سر رشتهٔ کارم نرسانید

چو بلبل دی با نفق سرد به مردم
ایام به گلهای بهارم نرسانید
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:گزیدهٔ غزل ۳۸۱
گوهر بعدی:گزیدهٔ غزل ۳۸۳
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.