درباره فریدون مشیری

عبدالحسین زرین‌کوب در باره شعر مشیری می‌نویسد: «در طی سال ها شاعری، فریدون از میان هزاران فراز و نشیب روز، از میان هزاران شور و هیجان و رنج و درد هر روزینه آنچه را به روز تعلق دارد، به دست روزگاران می‌سپارد و به قلمرو افسانه‌های قرون روانه می‌کند. چهل سالی – بیش و کم – هست که او با همین زبان بی‌پیرایه خویش، واژه واژه با همزبانان خویش همدلی دارد... زبانی خوش‌آهنگ، گرم و دلنواز. خالی از پیچ و خم‌های بیان ادیبانه شاعران دانشگاه‌پرورد و در همان حال خالی از تأثیر ترجمه‌های شتاب‌آمیز شعرهای آزمایشی نوراهان غرب.» ابوالفضل فتحی آزاد ــ afasoft.ir

فریدون مشیری
تشنه طوفان گناه دریا ابر و کوچه بهار را باورکن از خاموشی ریشه در خاک مروارید مهر آه، باران از دیار آتشی با پنج سخن سرا لحظه ها و احساس آواز آن پرنده غمگین تا صبح تابناک اهورایی از دریچه ماه نوایی هماهنگ باران