سعدی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۷۶
امشب نه بیاض روز برمی‌آید
فریدون مشیری : ابر و کوچه
فقیر
ای بینوا ، که فقر تو ، تنها گناه توست!
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۹۰۰
با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای
نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴۲
بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۲۷
یکی در صنعت کشتی گرفتن سر آمده بود، سیصد و شصت بند فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کشتی گرفتی. مگر گوشه خاطرش با جمال یکی از شاگردان میلی داشت سیصد و پنجاه و نه بندش در آموخت مگر یک بند که در تعلیم آن دفع انداختی و تأخیر کردی. فی الجمله پسر در قوت و صنعت سر آمد و کسی را در زمان او با او امکان مقاومت نبود تا به حدی که پیش ملک آن روزگار گفته بود استاد را فضیلتی که بر من است از روی بزرگی است و حق تربیت و گرنه به قوت ازو کمتر نیستم و به صنعت با او برابرم ملک را این سخن دشخوار آمد فرمود تا مصارعت کنند.
عطار نیشابوری : باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق
شمارهٔ ۱۴
گر روشنی جمال خودب نمائی
سعدی : باب اول در عدل و تدبیر و رای
حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۲۶ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ... الآیة... اینست یاد دوست مهربان، آسایش دل و غذاء جان، یادى که گوى است و انسش چوگان، مرکب او شوق و مهر او میدان، گل او سوز و معرفت او بوستان، یادى که حق در آن پیدا، بحقیقت حق پیوسته از بشریت جدا، یادى که درخت توحید را آبشخورست دوستى حق مر آن را میوه و برست. اینست که رب العالمین گفت لا یزال العبد یذکرنى و اذکره حتى عشقنى و عشقته. این نه آن یاد زبان است که تو دانى، که آن در درون جانست.
قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۹۰
این خلق مجازی نه ز اهل هوشند
قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۸۹
هرچند نواسنج قدیم چمنم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۷۸
هشیار را خرام تو سر مست می کند
عطار نیشابوری : اشترنامه
خاموش شدن سالك وصول از جواب
این بگفت و بعد از آن خاموش شد
نیما یوشیج : مجموعه اشعار
ری را
« ری را»...صدا می آید امشب
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
بخش ۸۵
نیک بختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند زان پیشتر که پسینیان به واقعه او مثل زنند. دزدان دست کوته نکنند تا دستشان کوته کنند.
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۱۴
سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
فریدون مشیری : تشنه طوفان
آواره
نیمه‌ شب بود غمی تازه‌نفس، ره خوابم زد و ماندم بیدار
بهرام سالکی : مثنوی گرگ نامه
۴۴ - آزمندی ، خیکی اندر بحر دید
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم
دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
مولوی : دفتر سوم
بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است
آن یکی الله می‌گفتی شبی
احمد شاملو : مدایح بی‌صله
پیغام
پسرِ خوبم، ماهان
مجموعه مناجات های خمس عشر از امام سجاد علیه السلام