ناصرخسرو : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲
این کهن گیتی ببرد از تازه فرزندان ئوی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۶۶
به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین
چو دل در مهر شیرین بست فرهاد
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۸
بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۴۸۳
دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۴
مگو افسانه مجنون، چو من در انجمن باشم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۹۵
ابر از دهقان که ژاله می‌روید ازو
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۶
یکی را دوست می دارم که چون من سد رهی دارد
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۷
گواهی دهد چهرهٔ زرد من
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳
تا دست ارادت به تو دادست دلم
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۶
هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
شمس مغربی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴۹
آنکه عمری درپی او میدویدم سو‌بسو
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
دل افروزانِ شادی
نسیم صبح، بوی گل پراکند
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵
با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى، إِلَّا تَنْصُرُوهُ. این در آیت پیش پیوسته است. میگوید: ان ترکوا نصره فلن یضرّه ذلک شیئا کما لم یضروه اذ کان بمکة لا ناصر له. اگر ایشان وى را یارى ندهند و با وى بجهاد بیرون نشوند او را هیچ زیان نرسد و بر وى هیچ گزند نیاید تا خداى وى را یارى داد و نصرت پیدا کرد. اینست که گفت: إِلَّا تَنْصُرُوهُ.
فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱۳
بر سر خسته‌ات بیا دم نزع
هوشنگ ابتهاج (سایه) : تاسیان
نوش نگاه
بازواشد ز چشمه ی نوشی
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۳۴۸
گرمرا در بی هشی با دوست کاری رفت رفت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۵۳
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
حافظ : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
مجموعه مناجات های خمس عشر از امام سجاد علیه السلام