باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۰
ای تو به مجردی نرفته گامی
قاآنی شیرازی : قطعات
شمارهٔ ۲۵
منافق آنچنان داند ز تلبیس
حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۱۴ - شهرت به شرب مدام
چو مشهور گشتم به شرب مدام
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۰
از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت
سعدی : مثنویات
شمارهٔ ۴
نظر کن درین موی باریک سر
حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۴۲
به جان او که گرم دسترس به جان بودی
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۸ - دیدن خسرو شیرین را و سخن گفتن با شیرین
چو خسرو دید ماه خرگهی را
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶
چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۹۴
تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است
قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۲
اشک آمده مصدر اثر در همه باب
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۵۴ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ ملکا و ابداعا، و خلقا و اختراعا، اوجدهم من العدم، فملکهم ملک عزة و اقتدار، لا ملک استفادة و اکتساب، یفعل فیهم ما یشاء و یحکم ما یرید. میگوید هر چه در آسمانهاست و در زمینها، همه ملک خداى است، ملک ایجاد و عزت، نه ملک اکتساب و وراثت، آن ملک آدمیانست که بحکم بیع و هبت یا باکتساب و وراثت حاصل شد، لا جرم آن حکم که ملک ایشان را درست کرد، هم آن حکم حق مملوک بر ایشان واجب کرد، و ملک خداى از نیست هست کردن است، و پس نبود آفریدن و از آغاز نوساختن، پس ملک وى بملک کس ماننده نیست، و کس را بروى در آن حکم نیست، و آنچه کند در آفریده خود بحجت خداوندى خود، از وى داد است و ستم نیست. بیداد آن باشد که کسى کارى کند که آن کار آن کس را نرسد، و اللَّه را رسد هر چه کند بحجت آفریدگارى و کردگارى و پادشاهى، جل سلطانه و عظم شأنه و عز کبریاؤه و حقت کلمته و علت عن درک العقول حقیقته.
خاقانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۴
تندی کنی و خیره کشیت آئین است
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویس
چو رامین آمد از گرگان سوی مرو
کمال‌الدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۴ - وله ایضا
منعما شکرهای انعامت
مولانا خالد نقشبندی : اشعار کردی
شماره ۳
میرزام وه فاته ن ... میرزام وه فاته ن
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۴
گر رنج دهد بجای بختش گیرم
حافظ : اشعار منتسب
شمارهٔ ۸
کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الا علی
گفت موسی سحر هم حیران کنی‌ست
محمدرضا شفیعی کدکنی : در کوچه باغ های نشابور
فصل پنجم
وقتی که فصل پنجم این سال
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۴
چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
مجموعه مناجات های خمس عشر از امام سجاد علیه السلام