فریدون مشیری : از دیار آتشی
دست هامان نرسیده ست به هم ...
از دل و دیده،گرامی تر هم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۲۴
وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۹۲
لب نگر وان دهان خندانش
رودکی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱۸
زمانه ، پندی آزادوار داد مرا
سنایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۳
بر من فلک ار دست جفا گستردست
عطار : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شمارهٔ ۲۶
گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۷
می‌زن نفسی، کاین دم از او می‌زاید
سیاوش کسرایی : آوا
آرزوی بهار
در گذرگاهی چنین باریک
سیمین بهبهانی : سیمین بهبهانی
گمشده
به زیبنده و نازنین کودکی
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۶
در عشق موافقت بود چون جانی
سعدی : غزلیات
غزل ۸۹
بتا هلاک شود دوست در محبت دوست
سعدالدین وراوینی : باب اول
داستان گرگِ خنیاگر دوست با شبان
ملک زاده گفت : شنیدم که وقتی گرگی در بیشهٔ وطن داشت. روزی در حوالی شکارگاهی که حوالتگاه رزق او بود، بسیار بگشت و از هر سو کمند طلب می‌انداخت، تا باشد که صیدی در کمند افکند، میسر نگشت و آن روز شبانی بنزدیک موطن او گوسفند گله می‌چرانید. گرگ از دور نظّاره می‌کرد؛ چنانک گرگ گلوی گوسفند گیرد، غصّهٔ حمایت شبان گلوی گرگ گرفته بود و از گله بجز گرد نصیب دیدهٔ خود نمی‌یافت. دندان نیاز می‌افشرد و میگفت:
احمد شاملو : هوای تازه
از زخمِ قلبِ «آبائی»
دخترانِ دشت!
حافظ : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷
از چرخ به هر گونه همی‌دار امید
عطار : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شمارهٔ ۳۷
ای رفته و ما را به هلاک آورده
فریدون مشیری : تا صبح تابناک اهورایی
خورشید، با دو سرخی
سرآمد مگر روز را سروری،
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۲ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه
گره عهد آسمان سست است
اقبال لاهوری : رموز بیخودی
در معنی اینکه یأس و حزن و خوف ام الخبائث است و قاطع حیات و توحید ازالهٔ این امراض خبیثه می کند
مرگ را سامان ز قطع آرزوست
سنایی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - توصیف روح در بدن
شگفت آید مرا بر دل ازین زندان سلطانی
سعدی : باب هفتم در عالم تربیت
گفتار اندر فضیلت خاموشی
اگر پای در دامن آری چو کوه