درباره وحشی

کمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرتهای دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. مزار وی در محلهٔ سر برج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل، برادر امام هشتم قرار دارد. آثار باقیماندهٔ وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند.

وحشی
گزیده اشعار
غزلیات
غزل ۱ غزل ۲ غزل ۳ غزل ۴ غزل ۵ غزل ۶ غزل ۷ غزل ۸ غزل ۹ غزل ۱۰ غزل ۱۱ غزل ۱۲ غزل ۱۳ غزل ۱۴ غزل ۱۵ غزل ۱۶ غزل ۱۷ غزل ۱۸ غزل ۱۹ غزل ۲۰ غزل ۲۱ غزل ۲۲ غزل ۲۳ غزل ۲۴ غزل ۲۵ غزل ۲۶ غزل ۲۷ غزل ۲۸ غزل ۲۹ غزل ۳۰ غزل ۳۱ غزل ۳۲ غزل ۳۳ غزل ۳۴ غزل ۳۵ غزل ۳۶ غزل ۳۷ غزل ۳۸ غزل ۳۹ غزل ۴۰ غزل ۴۱ غزل ۴۲ غزل ۴۳ غزل ۴۴ غزل ۴۵ غزل ۴۶ غزل ۴۷ غزل ۴۸ غزل ۴۹ غزل ۵۰ غزل ۵۱ غزل ۵۲ غزل ۵۳ غزل ۵۴ غزل ۵۵ غزل ۵۶ غزل ۵۷ غزل ۵۸ غزل ۵۹ غزل ۶۰ غزل ۶۱ غزل ۶۲ غزل ۶۳ غزل ۶۴ غزل ۶۵ غزل ۶۶ غزل ۶۷ غزل ۶۸ غزل ۶۹ غزل ۷۰ غزل ۷۱ غزل ۷۲ غزل ۷۳ غزل ۷۴ غزل ۷۵ غزل ۷۶ غزل ۷۷ غزل ۷۸ غزل ۷۹ غزل ۸۰ غزل ۸۱ غزل ۸۲ غزل ۸۳ غزل ۸۴ غزل ۸۵ غزل ۸۶ غزل ۸۷ غزل ۸۸ غزل ۸۹ غزل ۹۰ غزل ۹۱ غزل ۹۲ غزل ۹۳ غزل ۹۴ غزل ۹۵ غزل ۹۶ غزل ۹۷ غزل ۹۸ غزل ۹۹ غزل ۱۰۰ غزل ۱۰۱ غزل ۱۰۲ غزل ۱۰۳ غزل ۱۰۴ غزل ۱۰۵ غزل ۱۰۶ غزل ۱۰۷ غزل ۱۰۸ غزل ۱۰۹ غزل ۱۱۰ غزل ۱۱۱ غزل ۱۱۲ غزل ۱۱۳ غزل ۱۱۴ غزل ۱۱۵ غزل ۱۱۶ غزل ۱۱۷ غزل ۱۱۸ غزل ۱۱۹ غزل ۱۲۰ غزل ۱۲۱ غزل ۱۲۲ غزل ۱۲۳ غزل ۱۲۴ غزل ۱۲۵ غزل ۱۲۶ غزل ۱۲۷ غزل ۱۲۸ غزل ۱۲۹ غزل ۱۳۰ غزل ۱۳۱ غزل ۱۳۲ غزل ۱۳۳ غزل ۱۳۴ غزل ۱۳۵ غزل ۱۳۶ غزل ۱۳۷ غزل ۱۳۸ غزل ۱۳۹ غزل ۱۴۰ غزل ۱۴۱ غزل ۱۴۲ غزل ۱۴۳ غزل ۱۴۴ غزل ۱۴۵ غزل ۱۴۶ غزل ۱۴۷ غزل ۱۴۸ غزل ۱۴۹ غزل ۱۵۰ غزل ۱۵۱ غزل ۱۵۲ غزل ۱۵۳ غزل ۱۵۴ غزل ۱۵۵ غزل ۱۵۶ غزل ۱۵۷ غزل ۱۵۸ غزل ۱۵۹ غزل ۱۶۰ غزل ۱۶۱ غزل ۱۶۲ غزل ۱۶۳ غزل ۱۶۴ غزل ۱۶۵ غزل ۱۶۶ غزل ۱۶۷ غزل ۱۶۸ غزل ۱۶۹ غزل ۱۷۰ غزل ۱۷۱ غزل ۱۷۲ غزل ۱۷۳ غزل ۱۷۴ غزل ۱۷۵ غزل ۱۷۶ غزل ۱۷۷ غزل ۱۷۸ غزل ۱۷۹ غزل ۱۸۰ غزل ۱۸۱ غزل ۱۸۲ غزل ۱۸۳ غزل ۱۸۴ غزل ۱۸۵ غزل ۱۸۶ غزل ۱۸۷ غزل ۱۸۸ غزل ۱۸۹ غزل ۱۹۰ غزل ۱۹۱ غزل ۱۹۲ غزل ۱۹۳ غزل ۱۹۴ غزل ۱۹۵ غزل ۱۹۶ غزل ۱۹۷ غزل ۱۹۸ غزل ۱۹۹ غزل ۲۰۰ غزل ۲۰۱ غزل ۲۰۲ غزل ۲۰۳ غزل ۲۰۴ غزل ۲۰۵ غزل ۲۰۶ غزل ۲۰۷ غزل ۲۰۸ غزل ۲۰۹ غزل ۲۱۰ غزل ۲۱۱ غزل ۲۱۲ غزل ۲۱۳ غزل ۲۱۴ غزل ۲۱۵ غزل ۲۱۶ غزل ۲۱۷ غزل ۲۱۸ غزل ۲۱۹ غزل ۲۲۰ غزل ۲۲۱ غزل ۲۲۲ غزل ۲۲۳ غزل ۲۲۴ غزل ۲۲۵ غزل ۲۲۶ غزل ۲۲۷ غزل ۲۲۸ غزل ۲۲۹ غزل ۲۳۰ غزل ۲۳۱ غزل ۲۳۲ غزل ۲۳۳ غزل ۲۳۴ غزل ۲۳۵ غزل ۲۳۶ غزل ۲۳۷ غزل ۲۳۸ غزل ۲۳۹ غزل ۲۴۰ غزل ۲۴۱ غزل ۲۴۲ غزل ۲۴۳ غزل ۲۴۴ غزل ۲۴۵ غزل ۲۴۶ غزل ۲۴۷ غزل ۲۴۸ غزل ۲۴۹ غزل ۲۵۰ غزل ۲۵۱ غزل ۲۵۲ غزل ۲۵۳ غزل ۲۵۴ غزل ۲۵۵ غزل ۲۵۶ غزل ۲۵۷ غزل ۲۵۸ غزل ۲۵۹ غزل ۲۶۰ غزل ۲۶۱ غزل ۲۶۲ غزل ۲۶۳ غزل ۲۶۴ غزل ۲۶۵ غزل ۲۶۶ غزل ۲۶۷ غزل ۲۶۸ غزل ۲۶۹ غزل ۲۷۰ غزل ۲۷۱ غزل ۲۷۲ غزل ۲۷۳ غزل ۲۷۴ غزل ۲۷۵ غزل ۲۷۶ غزل ۲۷۷ غزل ۲۷۸ غزل ۲۷۹ غزل ۲۸۰ غزل ۲۸۱ غزل ۲۸۲ غزل ۲۸۳ غزل ۲۸۴ غزل ۲۸۵ غزل ۲۸۶ غزل ۲۸۷ غزل ۲۸۸ غزل ۲۸۹ غزل ۲۹۰ غزل ۲۹۱ غزل ۲۹۲ غزل ۲۹۳ غزل ۲۹۴ غزل ۲۹۵ غزل ۲۹۶ غزل ۲۹۷ غزل ۲۹۸ غزل ۲۹۹ غزل ۳۰۰ غزل ۳۰۱ غزل ۳۰۲ غزل ۳۰۳ غزل ۳۰۴ غزل ۳۰۵ غزل ۳۰۶ غزل ۳۰۷ غزل ۳۰۸ غزل ۳۰۹ غزل ۳۱۰ غزل ۳۱۱ غزل ۳۱۲ غزل ۳۱۳ غزل ۳۱۴ غزل ۳۱۵ غزل ۳۱۶ غزل ۳۱۷ غزل ۳۱۸ غزل ۳۱۹ غزل ۳۲۰ غزل ۳۲۱ غزل ۳۲۲ غزل ۳۲۳ غزل ۳۲۴ غزل ۳۲۵ غزل ۳۲۶ غزل ۳۲۷ غزل ۳۲۸ غزل ۳۲۹ غزل ۳۳۰ غزل ۳۳۱ غزل ۳۳۲ غزل ۳۳۳ غزل ۳۳۴ غزل ۳۳۵ غزل ۳۳۶ غزل ۳۳۷ غزل ۳۳۸ غزل ۳۳۹ غزل ۳۴۰ غزل ۳۴۱ غزل ۳۴۲ غزل ۳۴۳ غزل ۳۴۴ غزل ۳۴۵ غزل ۳۴۶ غزل ۳۴۷ غزل ۳۴۸ غزل ۳۴۹ غزل ۳۵۰ غزل ۳۵۱ غزل ۳۵۲ غزل ۳۵۳ غزل ۳۵۴ غزل ۳۵۵ غزل ۳۵۶ غزل ۳۵۷ غزل ۳۵۸ غزل ۳۵۹ غزل ۳۶۰ غزل ۳۶۱ غزل ۳۶۲ غزل ۳۶۳ غزل ۳۶۴ غزل ۳۶۵ غزل ۳۶۶ غزل ۳۶۷ غزل ۳۶۸ غزل ۳۶۹ غزل ۳۷۰ غزل ۳۷۱ غزل ۳۷۲ غزل ۳۷۳ غزل ۳۷۴ غزل ۳۷۵ غزل ۳۷۶ غزل ۳۷۷ غزل ۳۷۸ غزل ۳۷۹ غزل ۳۸۰ غزل ۳۸۱ غزل ۳۸۲ غزل ۳۸۳ غزل ۳۸۴ غزل ۳۸۵ غزل ۳۸۶ غزل ۳۸۷ غزل ۳۸۸ غزل ۳۸۹ غزل ۳۹۰ غزل ۳۹۱ غزل ۳۹۲ غزل ۳۹۳ غزل ۳۹۴ غزل ۳۹۵ غزل ۳۹۶ غزل ۳۹۷
قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در ستایش پروردگار قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش حضرت علی «ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در ستاش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در ستایش امام دوازدهم «ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش عبدالله خان اعتمادالدوله قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - قصیده قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - قصیده قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در ستایش شاهزادهٔ آزاده شاه خلیل الله قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش پیغمبر اکرم«ص» قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - رد ستایش حضرت علی«ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در ستایش حضرت علی«ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش امام هشتم«ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در ستایش بکتاش بیک قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در ستایش خان‌احمد قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش علی«ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - قصیده قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در ستایش حضرت علی «ع» قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در ستایش میرمیران قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - قصیده قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در ستایش علی (ع) قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در ستایش از شاه‌طهماسب
قطعات
شمارهٔ ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع شمارهٔ ۲ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل شمارهٔ ۳ - حروف شراب شمارهٔ ۴ - پناه جهان شمارهٔ ۵ - لطف کردید شمارهٔ ۶ - وحشی بی‌خانمان شمارهٔ ۷ - چیستان شمارهٔ ۸ - ده بافق شمارهٔ ۹ - ستور فقیر شمارهٔ ۱۰ - هجو هم خوب می‌توانم گفت شمارهٔ ۱۱ - در خیال تو شمارهٔ ۱۲ - خر گدا شمارهٔ ۱۳ - تب شاهزاده شمارهٔ ۱۴ - سپهر مرتبه، بکتاش بیگ شمارهٔ ۱۵ - موضع پاکان شمارهٔ ۱۶ - وجه برات شمارهٔ ۱۷ - استر گرسنه شمارهٔ ۱۸ - سرتاس شمارهٔ ۱۹ - مطبخ خواجه شمارهٔ ۲۰ - نشان بخردی شمارهٔ ۲۱ - استر بی‌علف شمارهٔ ۲۲ - در خیمهٔ سوداگردان شمارهٔ ۲۳ - عباس بیگ گردون قدر شمارهٔ ۲۴ - به مفت نیز نیرزد شمارهٔ ۲۵ - ماه نا تمام شمارهٔ ۲۶ - یعنی کشک شمارهٔ ۲۷ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری شمارهٔ ۲۹ - وجه برات شمارهٔ ۳۰ - هجو شما می‌کنم شمارهٔ ۳۱ - فغان از ابروی پرچین شمارهٔ ۳۲ - سر کل شمارهٔ ۳۳ - بزم تاریک شمارهٔ ۳۴ - غضنفر گله جاری شمارهٔ ۳۵ - مبارک باد شمارهٔ ۳۶ - هجو شراب شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا شمارهٔ ۳۸ - دریغ شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی شمارهٔ ۴۰ - وفا داری شمارهٔ ۴۱ - بنای بخت بنیاد شمارهٔ ۴۲ - هجو خواجه شمارهٔ ۴۳ - تاریخ علم
مثنویات ترجیعات ترکیبات رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱ رباعی شمارهٔ ۲ رباعی شمارهٔ ۳ رباعی شمارهٔ ۴ رباعی شمارهٔ ۵ رباعی شمارهٔ ۶ رباعی شمارهٔ ۷ رباعی شمارهٔ ۸ رباعی شمارهٔ ۹ رباعی شمارهٔ ۱۰ رباعی شمارهٔ ۱۱ رباعی شمارهٔ ۱۲ رباعی شمارهٔ ۱۳ رباعی شمارهٔ ۱۴ رباعی شمارهٔ ۱۵ رباعی شمارهٔ ۱۶ رباعی شمارهٔ ۱۷ رباعی شمارهٔ ۱۸ رباعی شمارهٔ ۱۹ رباعی شمارهٔ ۲۰ رباعی شمارهٔ ۲۱ رباعی شمارهٔ ۲۲ رباعی شمارهٔ ۲۳ رباعی شمارهٔ ۲۴ رباعی شمارهٔ ۲۵ رباعی شمارهٔ ۲۶ رباعی شمارهٔ ۲۷ رباعی شمارهٔ ۲۸ رباعی شمارهٔ ۲۹ رباعی شمارهٔ ۳۰ رباعی شمارهٔ ۳۱ رباعی شمارهٔ ۳۲ رباعی شمارهٔ ۳۳ رباعی شمارهٔ ۳۴ رباعی شمارهٔ ۳۵ رباعی شمارهٔ ۳۶ رباعی شمارهٔ ۳۷ رباعی شمارهٔ ۳۸ رباعی شمارهٔ ۳۹ رباعی شمارهٔ ۴۰ رباعی شمارهٔ ۴۱ رباعی شمارهٔ ۴۲ رباعی شمارهٔ ۴۳ رباعی شمارهٔ ۴۴ رباعی شمارهٔ ۴۵ رباعی شمارهٔ ۴۶ رباعی شمارهٔ ۴۷ رباعی شمارهٔ ۴۸ رباعی شمارهٔ ۴۹ رباعی شمارهٔ ۵۰ رباعی شمارهٔ ۵۱ رباعی شمارهٔ ۵۲ رباعی شمارهٔ ۵۳ رباعی شمارهٔ ۵۴ رباعی شمارهٔ ۵۵ رباعی شمارهٔ ۵۶ رباعی شمارهٔ ۵۷ رباعی شمارهٔ ۵۸ رباعی شمارهٔ ۵۹ رباعی شمارهٔ ۶۰ رباعی شمارهٔ ۶۱ رباعی شمارهٔ ۶۲ رباعی شمارهٔ ۶۳ رباعی شمارهٔ ۶۴ رباعی شمارهٔ ۶۵ رباعی شمارهٔ ۶۶
خلد برین ناظر و منظور
سر آغاز نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجب‌الوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او دست نیاز به درگاه بی‌نیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن مثقب خامه را بر گوهر نهادن و رشته‌های گوهر معنی را ترتیب دادن در ایثار تاجداری که گوهر ذاتش باعث دریای آفرینش است و جوهر صفاتش منشاء فیض ارباب بینش است طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر می‌زد و صحبتش طعنه بر شام قدر رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده در منشاء انشاء این نامه غریب‌المعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی پایهٔ سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصهٔ سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوست حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بی‌وفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانه‌ایست و حدیث خلدبرین افسانه‌ای بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بی‌صبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت بی‌تابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتن رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاق بیان ظلمت شب دوری و اظهار محنت مهجوری و شرح حال ناظر دور از وصال منظور و صورت احوال او در پایداری ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری می‌کرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمی‌آورد خبر یافتن منظور از رفتن ناظر و برون آمدن از شهر آشفته خاطر و به کاروان مقصود رسیدن و از نامهٔ ناظر شادمان گردیدن رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال نامه جنون ناظر در کشتی و به طوق دیوانگی گردن نهادن خواب دیدن منظور را و زنجیر پاره ساختن وصیت جنون در بیان مصر انداختن رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی گرمی شعلهٔ آفتاب در عالم فتادن و مرغ آبی از غایت گرما منقار از هم گشادن و رفتن شاهزاده از مصر به سبزه‌زاری که از لطف نسیم او روح مسیحا تازه گشتی و با فیض چشمه‌سارش خضر از آب زندگانی گذشتی رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهان‌پناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردن عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن دایرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن و در میدانگاه خاتمهٔ بیان علم فراغت افراختن و خاتمه سخن را به مناجات مثنی کردن و نامهٔ کن و خامهٔ قدرت تمام نمودن رسالهٔ رسالت به نعمت مهر محمدی ختم نمودن
فرهاد و شیرین
سرآغاز در ستایش پروردگار در راز و نیاز با خداوند در ستایش حضرت پیغمبر«ص» در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد در ستایش حضرت علی «ع» گفتار در آرایش و نکویی سخن حکایت گفتار در نکویی خموشی و عشق گفتار در چگونگی عشق حکایت حکایت گفتار در ستایش عشق حکایت گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را حکایت گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز در ستایش معرفت و مقام عشق در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور در حکایت گفتگوی آن بی‌خبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانی‌ست در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون پاسخ دادن شیرین فرهاد را نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون غزل خواندن فرهاد پاسخ دادن شیرین پرستاران را در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق