چالش حفظ شعر

غزل ۵۴۶

0
حاشیه

جور بر من می‌پسندد دلبری
زور با من می‌کند زورآوری

بار خصمی می‌کشم کز جور او
می‌نشاید رفت پیش داوری

عقل بیچاره‌ست در زندان عشق
چون مسلمانی به دست کافری

بارها گفتم بگریم پیش خلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری

باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیلش در بمیرد چاکری

ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار سنگین می‌نهی بر لاغری

زآنچه در پای عزیزان افکنند
ما سری داریم اگر داری سری

چشم عادت کرده با دیدار دوست
حیف باشد بعد از او بر دیگری

در سراپای تو حیران مانده‌ام
در نمی‌باید به حسنت زیوری

این سخن سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری
حاشیه ای برای این گوهر بنویس من حامی گوهر هستم

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


گوهر قبلی: غزل ۵۴۵
گوهر بعدی: غزل ۵۴۷
بازی و سرگرمی من حامی گوهر هستم