چالش حفظ شعر مجموعه شعر یا داستانت را ایجاد کن

غزل ۹۷

0
حاشیه

صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست

بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست

از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت
یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست

خواهم که بیخ صحبت اغیار برکنم
در باغ دل رها نکنم جز نهال دوست

تشریف داد و رفت ندانم ز بیخودی
کاین دوست بود در نظرم یا خیال دوست

هوشم نماند و عقل برفت و سخن نبست
مقبل کسی که محو شود در کمال دوست

سعدی حجاب نیست تو آیینه پاک دار
زنگارخورده چون بنماید جمال دوست
حاشیه ای برای این گوهر بنویس من حامی گوهر هستم

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


گوهر قبلی: غزل ۹۶
گوهر بعدی: غزل ۹۸