به سوال های ادبی جواب بده، دانش خودت رو محک بزن، امتیاز کسب کن، نشان ها رو به دست بیار و با دیگران رقابت کن.

شروع می کنم

شمارهٔ ۱۱ - باد فرح‌بخش بهاری

0
حاشیه




عارف در دیوانش می‌نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از «تصنیف شوستر» (که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ ه.ق سروده) با «یک حالت یأس و ناامیدی» ساخته است.
باد فرح بخش بهاری وزید

پیرهن عصمت گل بردرید
نالۀ جان سوز ز مرغ قفس

تا به گلستان رسید (تا به گلستان رسید)
قهقهۀ کبک دری
بود چو از خودسری

پنجۀ شاهین چرخ
بی درنگ
زد به چنگ

رشتۀ عمرش برید
تا به قفس اندرم
ریخته یکسر برم
بایدم از سر گذشت

شاید از این در پرید
کشمکش و گیر و دار اگر گذارد

کج روی روزگار اگر گذارد
پای گل از باده تر کنم دماغی

نیش جگر خوار خار اگر گذارد
این دل بی اختیار اگر گذارد

گوشه کنم اختیار اگر گذارد
ز آه دل آتش زنم به عمر بدخواه
دیدۀ خونابه بار اگر گذارد
حاشیه ای برای این گوهر بنویس

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


گوهر بعدی: شمارهٔ ۱۲
بازی و سرگرمی