۲۸۵ بار خوانده شده

غزل شمارهٔ ۱۱۵۹

سحر طلو‌ع گل دعا که مراد اهل همم رسد
دل‌سرد مردهٔ‌ حرص را همه دود آه و الم رسد

هوس حلاوه حرص و کد سحر و گل‌ دگر آورد
که ‌دم وداع حواس کس‌ کمر و کلاه ‌و علم رسد

دل‌ طامع و گلهٔ‌ عطا، دم‌ گرم و سرد سوالها
که دهد مراد گدا مگر مدد دوام کرم رسد

سر حرص و مصدر دردسر مسراگل‌گهر دگر
که هلاک حاصل مال را همه دم ملال درم رسد

سر و کار عالم مرده دم هوس مطالعه ‌کرد کم
که علوّ ‌گرد هوا علم همه در سواد عدم رسد

دل ساده ی هوس و هوا همه را مسلم مدعا
ره دور گرد امل اگر گره آورد گهرم رسد

که دهد مصالح کام دل ‌که دمد دگر گل طالعم
سحر اردمد رمد آورد عسل ‌ار دهدهمه‌سم‌رسد

رگ‌ و هم علم و عمل گسل‌، مگسل حلاوه درد دل
که مراد اگرهمه‌دل‌رسددل‌دردوحوصله‌کم رسد

رم‌طور مصرع‌بیدلم‌، دم‌و دود سلسله‌ام رسا
کمک د‌‌و عالم امل دمد که سراسر علمم رسد
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۱۵۸
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۱۶۰
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.