چالش حفظ شعر

غزل شمارهٔ ۱۸۳

0
حاشیه

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
حاشیه ای برای این گوهر بنویس من حامی گوهر هستم
دانلود آلبوم غزلتار از محمد افسر رهبین و مهدی فلاح صفا - بیپ‌تونز
قطعه: اجر صبر / زیارتگه رندان / حجاب چهره ی جان


این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


گوهر قبلی: غزل شمارهٔ ۱۸۲
گوهر بعدی: غزل شمارهٔ ۱۸۴
بازی و سرگرمی من حامی گوهر هستم