۳۷۳ بار خوانده شده

غزل شمارهٔ ۵۰۵

زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
بزن سریر توجه ببارگاه سرور

کجا منزل کروبیان بری هودج
از این طوافگه اهرمن نکرده عبور

علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس
اگر برون نبری رخت از اینسرای غرور

چو این سراچهٔ خاکی مقام عاریتیست
بعاریت نتوان گشت از این صفت مغرور

اگر بگلشن انظر الیک ره نبری
کجا بگوش تو آید صفیر طایر طور

ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باد
اگر چه بود بفرمان او وحوش و طیور

ز مهره بازی اختر کجا شود ایمن
کسی که روی نهد پیش رای او جیپور

کمان حرص مکن زه که شهسوار اجل
به نوک تیر برد چین از ابروی فغفور

غلام همت صاحبدلان جانبازم
که در عطیه شکورند و در بلیه صبور

ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجو
کسی که در کنف کبریا بود مستور
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۵۰۴
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۵۰۶
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.