۱۳۶۸ بار خوانده شده

شمارهٔ ۸

آمد شب و از خواب مرا رنج و عذابست
ای دوست بیار آنچه مرا داروی خوابست

چه مرده و چه خفته که بیدار نباشی
آن را چه دلیل آری و این را چه جوابست

من جهد کنم بی‌اجل خویش نمیرم
در مردن بیهوده، چه مزد و چه ثوابست

من خواب ز دیده به می ناب ربایم
آری عدوی خواب جوانان می نابست

سختم عجب آید که چگونه بردش خواب
آن را که به کاخ اندر یک شیشه شرابست

وین نیز عجبتر که خورد باده نه بر چنگ
بی‌نغمهٔ چنگش به می ناب شتابست

اسبی که صفیرش نزنی می‌نخورد آب
نی مرد کم از اسب و نه می کمتر از آبست

در مجلس احرار سه چیزست و فزون به
وان هر سه شرابست و ربابست و کبابست

نه نقل بود ما را، نی دفتر و نی نرد
وان هر سه بدین مجلس ما در، نه صوابست

دفتر به دبستان بود و نقل به بازار
وین نرد به جایی که خرابات خرابست

ما مرد شرابیم و کبابیم و ربابیم
خوشا که شرابست و کبابست و ربابست
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۷
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.