چالش حفظ شعر

گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایی

0
حاشیه

نداند کسی قدر روز خوشی
مگر روزی افتد به سختی کشی

زمستان درویش در تنگ سال
چه سهل است پیش خداوند مال

سلیمی که یک چند نالان نخفت
خداوند را شکر صحت نگفت

چو مردانه‌رو باشی و تیز پای
به شکرانه باکند پایان بپای

به پیر کهن بر ببخشد جوان
توانا کند رحم بر ناتوان

چه دانند جیحونیان قدر آب
ز واماندگان پرس در آفتاب

عرب را که در دجله باشد قعود
چه غم دارد از تشنگان زرود

کسی قیمت تندرستی شناخت
که یک چند بیچاره در تب گداخت

تو را تیره شب کی نماید دراز
که غلطی ز پهلو به پهلوی ناز؟

براندیش از افتان و خیزان تب
که رنجور داند درازای شب

به بانگ دهل خواجه بیدار گشت
چه داند شب پاسبان چون گذشت؟
حاشیه ای برای این گوهر بنویس من حامی گوهر هستم

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


بازی و سرگرمی من حامی گوهر هستم