چالش حفظ شعر

حکایت زاهد و بربط زن

0
حاشیه

یکی بربطی در بغل داشت مست
به شب در سر پارسایی شکست

چو روز آمد آن نیکمرد سلیم
بر سنگدل برد یک مشت سیم

که دوشینه معذور بودی و مست
تو را و مرا بربط و سر شکست

مرا به شد آن زخم و برخاست بیم
تو را به نخواهد شد الا به سیم

از این دوستان خدا بر سرند
که از خلق بسیار بر سر خورند
حاشیه ای برای این گوهر بنویس من حامی گوهر هستم

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


بازی و سرگرمی من حامی گوهر هستم