چالش حفظ شعر مجموعه شعر یا داستانت را ایجاد کن
به انتخاب گوهر

امشب ز فراق دوست خوابم نبرد
هم دل به سوی شمع و کتابم نبرد

از بس که دو دیده آب حسرت بارد
بیدار نشسته‌ام که آبم نبرد


ملک‌الشعرای بهار

گوهر با صدای شما

با صدای محمدعلی میرآخوری بشنوید:

شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز > خاقانی
۱۴۰۰/۹/۱۴ ۱۸:۴۴
با صدای عليرضا مختارپور بشنوید:

غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ > مولوی
۱۴۰۰/۹/۱۴ ۱۸:۰۵
با صدای محمدعلی میرآخوری بشنوید:

غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ > مولوی
۱۴۰۰/۹/۱۴ ۱۵:۴۸
با صدای عليرضا مختارپور بشنوید:

غزل شمارهٔ ۷۸ > حافظ
۱۴۰۰/۹/۱۳ ۱۷:۰۱
با صدای محمدعلی میرآخوری بشنوید:

غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ > مولوی
۱۴۰۰/۹/۱۲ ۲۱:۳۸
دیوار نوشته های تازه می نویسم

هیچ نوشته است:

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

۱۴۰۰/۸/۲۸ ۰۳:۰۸
ahmad نوشته است:

جز بهار عدل آن کز وی بخشکد شاخ ظلم
غیر نقش مهر این‌کز وی برآساید روان

۱۴۰۰/۸/۲۷ ۰۶:۳۷
yas نوشته است:

کسی از کسی نمی پرسد: ‏آهای فلانی! ‏از خانه دلت چه خبر؟! ‏گرم است؟ ‏چراغش نوری دارد هنوز؟

۱۴۰۰/۸/۲۵ ۱۲:۰۸
آشفته نوشته است:

تو‌منگر به لب خندانم
دلی آغشته در غم دارم
آشفته و وامانده وبی جانم
دردرونم قامتی خم دارم

۱۴۰۰/۸/۲۴ ۱۹:۱۷
علی قاسم پور نوشته است:

صبح امد و خورشید به اسمان خواهد شد
وقت طلب و شادی جان خواهد شد
یک ذره خورشید اگر به این جان افتد
به به که جهانی چه جهان خواهد شد

۱۴۰۰/۸/۱۷ ۰۵:۳۷
بیشتر بخوانید / بنویسید